ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

41

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

مذاهبى را كه برخى از مسلمانان به خاطر آنها از برخى ديگر تبرى جستند ، به همراه نام رهبران آن فرقه‌ها و بخشى از استدلال‌هاى هر گروه يادآور مىشويم . در اين جهت سخن را از اختلاف شيعه پس از قتل على ( ع ) آغاز مىكنيم ؛ سپس به معتزله مىپردازيم ، آنگاه از اختلاف مرجئه و حشويه سخن مىگوييم و از آنجا كه هدف اين كتاب آن است كه تفاوت ميان اين گروه‌ها با يكديگر را براى خواننده بيان كند ، از اين‌رو سخن را خلاصه و به اختصار بيان خواهيم كرد ؛ بدون آنكه بخواهيم با بيان استدلال اين گروه‌ها را درهم بشكنيم ؛ چرا كه ما در جهت استدلال در مقابل ديگر فرقه‌هاى اسلامى ، پيش از اين كتاب‌هاى فراوانى تأليف كرده‌ايم كه به خواست خداى متعال در آنها بيان كافى وجود دارد . اختلاف شيعه پس از قتل على بن ابى طالب 31 . موقعيت على ( ع ) پس از ماجراى حكميت همواره تضعيف مىشد و اصحابش پيوسته پيمان مىشكستند [ و از بيعت او خارج مىشدند ] . گروهى از آنان به خوارج ملحق مىشدند و گروهى به شاميان مىگرويدند . از سوى ديگر موقعيت معاويه قوت مىگرفت و اركان قدرتش استحكام مىيافت . مردم به او روى كرده ، دوستدار دنيا شده و بدان دل مىبستند . آنان از جنگ خسته شده از آن گريزان بودند ؛ تا اينكه سرانجام مردى از خوارج به نام عبد الرحمان بن ملجم - كه لعنت خدا بر او باد - على ( ع ) را از پاى درآورد . پس از كشته شدن على ( ع ) شيعه به سه دسته تقسيم شدند : 32 . دستهء اول كسانى كه به مرگ آن حضرت يقين كرده و معتقد بودند كه امام پس از او حسن بن على ( ع ) است و اعتقاد داشتند كه پيامبر ( ص ) امامت او را همانند امامت پدرش به صراحت بيان داشته است . اينان همان كسانى هستند كه به تسلسل رشتهء امامت معتقد بوده و به وصيت متوالى پيامبر ( ص ) در مورد امامان پاىبندند . اين گروه معتقدند كه تا دنيا برقرار است ، پس از هر